نقش رسانه در حکومت دیکتاتوری

زمینه تاریخی

حکومت‌های دیکتاتوری به عنوان یکی از شکل‌های حاکمیتی معمولاً از کنترل رسانه‌ها به عنوان یک ابزار برای حفظ قدرت و نفوذ خود استفاده می‌کنند. در این مطالعه موردی، قصد داریم به بررسی نقش رسانه در یک حکومت دیکتاتوری مشهور، به عنوان مطالعه‌ای تحلیلی، بپردازیم. برای این منظور، حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی، به عنوان یکی از نمونه‌های برجسته در جهان، انتخاب شده است. این مطالعه با تأکید بر نقش رسانه در دوره حکومت دیکتاتوری ایران از سال ۱۳۵۷ تاکنون انجام شده است.

حکومت دیکتاتوری در ایران با سقوط رژیم پهلوی در انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹ میلادی) شکل گرفت. پس از انقلاب، رهبری کشور بر عهده روح الله خمینی قرار گرفت. این حکومت به طور رسمی به نام «جمهوری اسلامی ایران» شناخته می‌شود، اما بر اساس ویژگی‌های آن، به عنوان یک حکومت دیکتاتوری شناخته می‌شود. در دوره انقلاب و پس از آن، مدیریت کشور به دست انقلابیون و اصول‌گرایان اسلامی در ایران از طریق کنترل بخش‌های مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تثبیت شد. از این زمان تا به امروز، رهبری کشور بعد از مرگ خمینی از سوی علی خامنه ای ادامه یافته است.  قدرت علی خامنه ای بر تصمیم‌گیری‌های کلیدی در سطوح مختلف دولتی، نظامی و امنیتی بسیار بالا است.

کنترل رسانه‌ها

یکی از ویژگی‌های بارز حکومت دیکتاتوری در ایران، کنترل رسانه‌ها و مدیریت اطلاعات است. از زمان تشکیل حکومت انقلابی در ایران، رسانه‌هایی مانند تلویزیون، روزنامه ها و رادیو تحت کنترل دولت قرار گرفته‌اند و مسائلی مانند تصویرسازی انقلاب، پیروزی‌های اسلامی، و مبارزه با دشمنان رژیم تبلیغ و منتشر می‌شوند. بخشی از این کنترل بر اساس قوانین و مقررات رسمی است، اما بسیاری از محدودیت‌ها و تعیین سیاست‌های رسانه‌ای بر اساس تصمیمات غیررسمی و از پشت پرده انجام می‌شود. برای مثال، از طریق سازمان صدا و سیما، که مستقیماً تحت کنترل دولت و رهبری قرار دارد، تأکید بر انتقال پیام‌های وفادارانه به نظام و مقامات حاکم و ترویج ارزش‌های اسلامی و انقلابی است.

 تکنیک‌های استفاده از رسانه‌ها

در حکومت دیکتاتوری ایران، رسانه‌ها به عنوان ابزار اصلی برای انتشار پیام‌های حکومتی و مدیریت اطلاعات استفاده می‌شوند. از جمله تکنیک‌های استفاده از رسانه‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

پروپاگاندا

رسانه‌های دولتی معمولاً از تکنیک‌های پروپاگاندایی برای ترویج ایدئولوژی حاکم، تشویق به اطاعت و حمایت از حکومت استفاده می کنند. یکی از مهمترین ترفندهای پروپاگاندای رسانه ای، ترسیم دشمنان داخلی و خارجی وبه تصویر کشیدن جنگ داخلی و خارجی در کشورهای دیگر است. به طور مثال، به تصویر کشیدن جنگ در سوریه و عراق و القای واهمه از سوریه ای شدن ایران در صورت تضعیف حکومت یکی از این روش های تبلیغاتی است. 

سانسور و فیلترینگ:

 این حکومت از سانسور و فیلترینگ اطلاعات برای کنترل جریان اطلاعات و جلوگیری از منتشر شدن مطالب مخالف و ضدحکومتی استفاده می‌کند. این شامل سانسور مطبوعات، رسانه‌های اجتماعی، و حتی اینترنت می‌شود.

پنهان کاری:

 گاهی اوقات رسانه‌های دولتی اطلاعات را به صورتی تحریف شده یا مخفی منتشر می‌کنند تا به نظر برسد که اوضاع در کشور بهتر از واقعیت است و از انتشار اخبار منفی جلوگیری می‌شود.

به عنوان مثال، انتشار اخباری مبنی بر رشد اقتصادی و پائین آمدن  نرخ تورم،  در حالی که وضعیت اقتصادی و معیشت مردم روز به روز در حال افول است، یکی از این روشهای پنهان کاری است

 در زیر چند نمونه از اخبار منتشر شده در سایت‌های وابسته به حکومت در مورد رشد اقتصادی و کاهش تورم را ببینید. 

تأثیرات نقش تلویزیون و سینما در حکومت دیکتاتوری

تأثیرات نقش تلویزیون و سینما در حکومت‌های دیکتاتوری بسیار پیچیده است و می‌تواند در چند زمینه مختلف احساس شود.

کنترل اطلاعات و ترویج ایدئولوژی دیکتاتوری

در حکومت‌های دیکتاتوری، تلویزیون و سینما معمولاً به عنوان وسیله‌ای برای کنترل اطلاعات و ترویج ایدئولوژی حاکمیت استفاده می‌شوند. فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی معمولاً تحت نظارت دولت قرار دارند و ممکن است از طریق آنها پیام‌های دیکتاتوری به مردم منتقل شود.

ترویج فرهنگ مطابق با حاکمیت

فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی ممکن است برای ترویج فرهنگ، ارزش‌ها و ایده‌هایی که با حاکمیت دیکتاتوری سازگار هستند، استفاده شوند. این به دلیلی است که فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی اغلب تحت کنترل و نظارت دولتی قرار دارند.
دولت‌های دیکتاتوری معمولاً بر رسانه‌ها و وسایل ارتباطی نظارت سختی دارند. آنها ممکن است بخش عظیمی از رسانه‌های تلویزیونی و سینمایی را در دسترس خود قرار دهند و از طریق آنها پیام‌های خود را منتقل کنند.

کنترل ارتباطات و اطلاع‌رسانی

تلویزیون و سینما می‌توانند به عنوان وسیله‌هایی برای کنترل ارتباطات و اطلاع‌رسانی در جامعه عمل کنند. در حکومت‌های دیکتاتوری، ممکن است فضای رسانه‌ای مستقل و مستقل وجود نداشته باشد و تلویزیون و سینما به طور کامل تحت کنترل دولت باشند.
دولت‌های دیکتاتوری به طور گسترده از سانسور استفاده می‌کنند تا اطلاعات و محتواهایی که با ایدئولوژی حاکمیت تضاد دارند، فیلتر شوند یا حذف شوند. این می‌تواند شامل حذف صحنه‌هایی از فیلم‌ها یا تغییر محتوا باشد که با موازین سیاست حاکمیت مغایرت دارد.

تلویزیون و سینما به عنوان وسایلی برای ترویج ایدئولوژی حاکمیت عمل می‌کنند. فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی ممکن است پیام‌های مثبت درباره حاکمیت دیکتاتوری و معیارهای آن را نشان دهند و افراد را به پذیرش این ایده‌ها تشویق کنند.

تحت کنترل قرار دادن هنرمندان

در بسیاری از حالات، هنرمندان و خالقان محتوا در حکومت‌های دیکتاتوری تحت کنترل دولت قرار دارند. آنها ممکن است مجبور شوند تا محتوای خود را با توجه به خط‌مشی‌ها و معیارهای دولت تغییر دهند یا در غیر این صورت با مشکلات و تعقیبات مواجه شوند.

تفریغ و گردش معنویت

در برخی موارد، تلویزیون و سینما ممکن است برای تفریغ و گردش معنویت در جامعه مورد استفاده قرار گیرند. این ممکن است باعث پرداختن مردم به مسائل سیاسی و اجتماعی مهم شود و به جای آن، آن‌ها را به تماشای برنامه‌های سرگرمی یا فیلم‌های سینمایی که معمولاً با مسائل واقعی تفاوت دارند، معطوف کند.

رسانه‌های دولتی ایدئولوژی حاکم و ارزش‌های انقلاب اسلامی را ترویج می‌کنند و سعی می‌کنند تا وفاداری مردم را نسبت به حکومت تقویت کنند.

صدا و سیما و سازمانهای سینمایی وابسته به حکومت با ساختن فیلم‌ها و سریال‌های سفارشی در ترویج این ایدئولوژی نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. 

غالبا حکومت تلاش می‌کند تا از طریق ساخت این فیلم‌ها، اقتدار و توان امنیتی-نظامی خود را بیش از آنچه که در واقعیت وجود دارد، به نمایش بگذارد. به‌طور مثال 


منحرف کردن نظر عمومی

 

با استفاده از سانسور و تحریف اطلاعات، رسانه‌های دولتی تلاش می‌کنند تا نظر عمومی را منحرف و تحت تأثیر قرار دهند و از شکل‌گیری نگرش‌ها و انتقادات مخالف جلوگیری کنند.
با نمایش پیام‌ها، ارزش‌ها و ایده‌هایی که با ایدئولوژی حاکمیت همخوانی دارند، نظر عمومی را به سمت پذیرش و پشتیبانی از این ایده‌ها هدایت می‌کند. این می‌تواند از طریق فیلم‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، و حتی تبلیغات ترویجی انجام شود.

با سانسور و تغییر محتوا، دولت می‌تواند اطلاعاتی را که ممکن است مخالف ایدئولوژی حاکمیت باشند، فیلتر کند یا حذف کند. این اقدام می‌تواند منجر به شکل‌گیری نظریه‌های مطلوب دولت و حفظ تصویر مثبت آن در نظر عمومی شود.

از طریق فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی، دولت ممکن است تهدیدها و انتقادهایی را علیه مخالفان و منتقدان خود ارائه دهد. این اقدام باعث ایجاد ترس و اضطراب در بین افرادی می‌شود که ممکن است به مخالفت با حکومت فکر کنند.

تلویزیون و سینما می‌توانند برای ترویج خواسته‌ها و اهداف دولت استفاده شوند. این ممکن است شامل تحمیل ایده‌هایی در مورد سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی دولت باشد که باعث پذیرش آنها توسط جامعه می‌شود.

با این روش‌ها، حکومت‌های دیکتاتوری سعی در تحت کنترل نگه داشتن نظر عمومی دارند و سعی می‌کنند تا ارتباط افراد با اطلاعات و نگرش‌هایی که ممکن است به آنها آسیب برساند، را کنترل کنند.

افزایش ترس و هراس

با ترسیم تصویر دشمنان داخلی و خارجی و اظهار امنیتی حکومت، رسانه‌های دولتی تلاش می‌کنند تا ترس و هراس در جامعه افزایش یابد و از اعتراضات و انتقادات مردم جلوگیری شود.

تضعیف آگاهی عمومی

 با سانسور و فیلترینگ اطلاعات، آگاهی عمومی از وضعیت واقعی کشور تضعیف می‌شود و مردم از دیدن تصاویری که با انحراف اطلاعات فرستاده می‌شوند، محروم می‌شوند.